على محمدى خراسانى
122
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
تصوير كنند ، ولى اعميّون از تصوير آن ناتوانند ، و وجوهى كه گفتهاند تماماً قابل مناقشه است . سؤال : آن قدر جامع چه نام دارد ؟ جواب : اسم خاص و عنوان مخصوصى ندارد ، و اصولًا نام معين داشتن لازم نيست « 1 » و نقشى در لزوم قدر جامع ندارد . مهم وجود واقعى آن است و كافى است كه با يك عنوان مشير و عنوان اجمالى به آن اشاره شود و از راه خواص و آثارش به آن اشاره شود . مثلًا در باب نماز بگوييم : آن چيزى كه اين صفت دارد معراج مؤمن است ، خيرُ موضوعٍ است ، معيار قبولى اعمال است ، و إن قُبلت قُبل ما سواها و . . . . يا در باب صوم بگوييم عملى كه سپرى براى نجات از آتش است و . . . ، كه نام واقعىاش را علام الغيوب مىداند و بس . سؤال : چه دليلى بر لزوم چنين جامع بىنام و نشان ، و مجهولى داريد ؟ جواب : دليل وجود قدر جامع آن است كه : از طرفى در لسان آيات و روايات آثار و بركاتى براى - مثلًا - نماز ذكر شده است . از قبيل اينكه إن الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر ، أقم الصلاة لذكرى ، « الصلاة معراج المؤمن » ، « الصلاة قربان كلّ تقى » ، « الصلاة خيرُ موضوع » و . . . . از طرف ديگر اين آثار بر نماز صحيح مترتب مىشود ، و گرنه نماز فاسد كه مقرب و معراج و . . . نيست ؛ افزون بر اين نيز همانطور كه قبلًا گفته شد نماز صحيح داراى مراتب و درجات گوناگون است و تمام اين مراتب هر يك در جاى خود نقش آفرين بوده و داراى آن آثار است . از سوى ديگر به فرمودهء مرحوم آخوند بخش دوم قانون الواحد : ( الواحد لا يصدر عنه إلّاالواحد ، و الواحد ، لا يصدر إلّاعن الواحد ) در ما نحن فيه پياده شده و مىگويد : معلول واحد از علت واحده صادر مىشود ، و مؤثر در اثر واحد واحد است ، و محال است كه كثير بما هو كثير و بدون وجود جهت جامع ، در واحد بما هو واحد تأثير بگذارد و ايجاد كند زيرا ميان كثير بما هو كثير با واحد بما هو واحد سنخيتى نيست و تا سنخيت نباشد تأثير هم نيست و « إلّا لَصدر كلّ شىء عن كلّ شىء » . مرحوم آخوند با توجه به اين مطالب مىفرمايد : از آنجا كه همهء مراتب نماز صحيح در يك اثر - مثلًا معراج بودن - مشترك هستند ، و همه مؤثر در اين اثر هستند ، كاشف از اشتراك آنها در يك قدر جامع و جهت مشتركه است . در واقع مؤثر حقيقى همين جهت و حيثيت است ، و اگر همهء آن مراتب داراى اين اثر هستند براى آن است كه همگى داراى اين قدر جامع و حيثيّت مىباشند ، پس ما از اشتراك در اثر ، به اشتراك در مؤثر پى برديم . نتيجه : حتماً بايد جهت جامعى در ميان باشد كه لفظ صلوة هم براى همان جهت نامگذارى شده
--> ( 1 ) . نظير اين مطلب پيش از اين هم ، دربارهء موضوع علم اصول گفته شده است .